۱۳۹۰ اردیبهشت ۴, یکشنبه

سیال ذهن

حدود اندامت در چشمانم شکل می بندد
اتفاق بودنت
در التهاب سیال ذهن ،
تصویر همیشه می شود .
از پنجره نگاه من ،
بر گستره تاویل هستی نقش می تنی .
اشتیاق دویدن در وریدهای تنت ،
در حرارت هراس نقشت ، گم می شود
و من
لرزه های کوتاه تنت را
در لابلای انگشتانم
دود می کنم


شنبه 3 اردیبهشت 90

۱۳۸۹ دی ۱۵, چهارشنبه

خوب زیستن

خیلی از مسئله های زندگی نه چنان که ما می پنداریم سخت و مشکلند
گاهی ساده نگریستن به پیرامون بسیاری از پیچیدگی ها را در خود فرو می برد
خوب زیستن انگاره ای است که شاید بسیار بدان می اندیشیدم
روزگاری نه چندان دور به دنبال پاسخ های بلندی بودم که شنیدنش لرزه بر اندام اندازد و جنجالی در زیر پوستم به پا دارد
این روزها ولی دیگرگونه به موازنه این معادله می نگرم
عظمت در سادگی است
ژرف ترین آدمهائی که به واسطه بیش از سه دهه زندگی یافته ام ، افتاده ترین آنانند بی مدعا با کلامی که سرشار از سادگی است و نگاه هائی که امتداد افق های دوردست را می شکافد اما در تو که می نگرد معنای فروتنی نه در نقش که در شخص را تعبیر می کند .
دریافته ام که همانا بالاترین هنر هر انسانی شیوه زیستن اوست
در خلال جاه طلبی های خود آموختم که همه انسان هائی که به قدرت انتزاع در نگاه دست یافته اند راه را می بینند اما اگر در آن گام بر نمی دارند یا در توجیه امکان یافتن راه های ساده تری هستند از ندانستن آنچه باید پیمود نیست ، از نخواستن در پیمودن راهی است که تردیدی در درستی آن ندارند .
فهمیدم که دستگاه عظیم فکر و فلسفه بشری بیشتر در کار توجیه سستی اوست تا یافتن راه هایئ برای بهتر زیستن و اعتراف به نادرستی های پس پشت جائی که در آن ایستاده است .
خو زیستن و انسانی نگریستن بسیار سهل تر از آنی است که نیازی به بحث های بی پایان داشته باشیم :
ساده سخن گفتن
عشق ورزیدن بی انتظار تملیک تن و جان دیگرتران و بی سودای اسارت آنان که می خواهیم در عشق به ایشان خود را بیابیم
لبخند زدن به جهان بی آنکه خواهش های سوزانمان را پس آن پنهان کنیم
دیگران را به مهر خواندن بی آنکه نیرنگی در ورای مهرمان غنوده باشد
پراکنش آرزوها بدان جائی که سعادت دیگران در آن جای گیرد
دیدار با دوستان در پشت نیمکت کافه هائی که در ان رسالت اندام ها به پایان می رسد
آسوده سخن گفتن
ساده گوئی چونان که کلام به زلالی جویباری جاری در رگ های مخاطب جاری گردد
و کارهایئ از این دست سهل و ساده ....
گام برداشتن بر روی گونه های زمین چنان که خود را وارث تمام رنج های زمین تنها مانده با خویش بپنداریم

یکشنبه 11دی 89 ، میلاد دوباره من در نگاهی امین