۱۳۸۸ مهر ۲۵, شنبه

مردان فردا

مردان امروز ،
سرودهای فردا را می سرایند .

بی گمان ،
مردان فردا
ترانه های فراموش شده امروز را خواهند سرود

اسفند 86

دگر سرشت

انسان دگر سرشت
از فراسوهای مرزهای تنیده در پوستین زمان به زندگی می نگرد
و این رمز جاودانگی خنده های اوست .

اسفند 86

تثلیث

آسمان و زمین آغوشی ساخته اند
که بی قراری های مرا
به نام باران و به کام کویر می برد .
آنک منم که به جستجوی معبری می گریم
تا از آغوش های نمناک از رنج بودنم ، دوری گزینم .
بدرود ،
بستر تنهائی ام را به دیگرانی می سپارم
که نامی از من ندانند .
تثلیث تنهائی ، تحمل و تابوت

اسفند 86

دیگر گونه

معنای از این سان زیستن
زیبائی دیگر گونه بودن است ،

دیدن عمق لحظه ها
شنیدن ذات ضربه ها
فهمیدن ژرفای واژه ها

بهمن 86

۱۳۸۸ مهر ۱۵, چهارشنبه

درباره الی

نگاهش به تیغ تقدیر تیره گشته
بی قراری هایش را ای کاش ،
دستان آشنائی
از ترک های دیوار ، آهسته برچیند

دریا ، پابرهنه می رقصید ...

15 مهر 88