آسمان و زمین آغوشی ساخته اند
که بی قراری های مرا
به نام باران و به کام کویر می برد .
آنک منم که به جستجوی معبری می گریم
تا از آغوش های نمناک از رنج بودنم ، دوری گزینم .
بدرود ،
بستر تنهائی ام را به دیگرانی می سپارم
که نامی از من ندانند .
تثلیث تنهائی ، تحمل و تابوت
اسفند 86
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر