۱۳۸۸ مهر ۲۵, شنبه

تثلیث

آسمان و زمین آغوشی ساخته اند
که بی قراری های مرا
به نام باران و به کام کویر می برد .
آنک منم که به جستجوی معبری می گریم
تا از آغوش های نمناک از رنج بودنم ، دوری گزینم .
بدرود ،
بستر تنهائی ام را به دیگرانی می سپارم
که نامی از من ندانند .
تثلیث تنهائی ، تحمل و تابوت

اسفند 86

هیچ نظری موجود نیست: