۱۳۸۸ آذر ۱۱, چهارشنبه

تنهائی ابدی

تنت ، تقدیم موران خاک
که پهنای سینه های هزار لب بوسیده ات را ، انتظار می کشند .
شیار بی تاب لبانت
تحفه لاشخوران هزار لاشه دریده ،
اندوه جاودانگیت را اما
بر هجوم جنون دیرینه ام بسپار ،
تا تنهائی ابدی انسان را فریاد کنم ،
از این گونه بر تارک ام زخمه زن ...

اردیبهشت 86
23-5-2007

معنای هنر

علقه هائی که معلول ریزش آبریزگاه های غریزه اند ،
بسان واژه ها در شعرها و الوان در گستره رنگ ها رخ می گشایند
معنای هنر در بسترهای سوزان شهوت تعبیر می شود
و بر سینه سرد نگارخانه ها تحسین !

فروردین 86
28-4-2007

آتشدان واژه ها

خاکستر شعرهایت ،
تا ابدیت فهم کلام ،
تنوره ی آتشدان واژه ها خواهد بود

بهار 86
6-4-2007

اکنون

آیا رودهای بگذشته از دامنه های خیال ،
بر مسیل های اکنون ،
دوباره خواهند گذشت ؟

بهار 86
6-4-2007

ساده

وقتی غروب می کند ،
تمام ابعاد گیتی همرنگ من می شود ،
آری جهان ساده می شود و می توان سراسیمه ،
پرهیب موهومش را ، سراسر در آغوش کشید

بهار 86
3-4-2007

شکنجه اشعار

آیا تمام شعرهائی که شکنجه ام می کنند ،
خاکستر سترون خواهش های سوزان شاعران ناکام نبوده است ؟

زمستان 85
21-3-2007