۱۳۹۰ اردیبهشت ۴, یکشنبه

سیال ذهن

حدود اندامت در چشمانم شکل می بندد
اتفاق بودنت
در التهاب سیال ذهن ،
تصویر همیشه می شود .
از پنجره نگاه من ،
بر گستره تاویل هستی نقش می تنی .
اشتیاق دویدن در وریدهای تنت ،
در حرارت هراس نقشت ، گم می شود
و من
لرزه های کوتاه تنت را
در لابلای انگشتانم
دود می کنم


شنبه 3 اردیبهشت 90