۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۶, چهارشنبه

ترک دوست

مرا به تختت ببند
می خواهم ترکت کنم ...

۳ نظر:

ناشناس گفت...

و همیشه ترک زایای خلأیی است در من
چیزی کنده و جدا افتاده از من
که در تو نیز نیست
و در بین است...
آن تختخواب چه بینی داشت
که اکنون آن چیز آنقدر در من زاویه گرفته است
که نامش ترک کرده تختمان را.

داریوش گفت...

و همیشه ترک زایای خلأیی است در من
چیزی کنده و جدا افتاده از من
که در تو نیز نیست
و در بین است...
آن تختخواب چه بینی داشت
که اکنون آن چیز آنقدر در من زاویه گرفته است
که نامش ترک کرده تختمان را.

شهرزاد کاریابی گفت...

کسی که رفتنی باشه
حتی از زنجیر هم رها می‌شه
و اونی که نرفتنی است
حتی با بیل هم جدا نمی‌شه
اونی که می‌ره سهم ما نیست
که رفت