چقدر ویرانی باید
تا دو انتهای بودن در سینه خاک فراموش گردد؟
زمستان 85
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هر وقت خواستم بگویم آدمها چند دسته هستند ،دسته های جدیدتری کشف شدند ، هر وقت می خواستم بگویم کیستم ، من جدیدی در من زاده شد ، پاسخ هر سئوالی را که یافتم ، پرسش های بی شماری به شمار سئوالاتم افزوده شدند ، به جائی رسیده ام که بگویم در آن چه اکنون می اندیشم و باور دارم نیز ، تردید دارم . چه: لحظه ای دیگر و پیمودن این راه دراز از نو ...
۱ نظر:
آنقدر جنون و دیوانگی در دنیا هست که ادعای دیوانه ترین بودن بسیارمشکل است و، اصلا عملی نیست . آنقدر جنون و دیوانگی در دنیا هست که تشخیص ِ دیوانه ترین، سخت تر ازيافتن ِ کاهي است در کوهي .
معذالک این روزها مردم ما دیوانه ترین مرد دنیا را درمیان خود شناختند، که جای پای مجنوني دیگر را تعقیب می کند، که عربده مي کشد، و مي کُشد .
و جای پا علامتی از مرگ
جائي براي ترکِ ترس
و میل ِ خاک .
رويايي
ارسال یک نظر