هنوز پچ پچ گام هایم بر گونه های زمین
در پس پرهیب تردیدهای دم افزون ،
جاده های همیشه را
چون نقطه های ناگفتنی ها
مثله می کند .
زمین من ،
سرگردان بی حاصل دشتهای هیچستان .
سواره رود زمان ،
مسافر آینه مکان است ...
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هر وقت خواستم بگویم آدمها چند دسته هستند ،دسته های جدیدتری کشف شدند ، هر وقت می خواستم بگویم کیستم ، من جدیدی در من زاده شد ، پاسخ هر سئوالی را که یافتم ، پرسش های بی شماری به شمار سئوالاتم افزوده شدند ، به جائی رسیده ام که بگویم در آن چه اکنون می اندیشم و باور دارم نیز ، تردید دارم . چه: لحظه ای دیگر و پیمودن این راه دراز از نو ...
۱ نظر:
و این زمان و مکان
نتیجة تجسم خداوند
پس بیا تجسمات زیبا را برگزینیم
که از اوییم
ارسال یک نظر