هر بار که برایم از آوردگاه درون ، سخن ها می گویند ، این منم که وام دار می شوم !
سنگینی شرمساری به خاطر هیچ !
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هر وقت خواستم بگویم آدمها چند دسته هستند ،دسته های جدیدتری کشف شدند ، هر وقت می خواستم بگویم کیستم ، من جدیدی در من زاده شد ، پاسخ هر سئوالی را که یافتم ، پرسش های بی شماری به شمار سئوالاتم افزوده شدند ، به جائی رسیده ام که بگویم در آن چه اکنون می اندیشم و باور دارم نیز ، تردید دارم . چه: لحظه ای دیگر و پیمودن این راه دراز از نو ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر